
گنبدت گر به قد گنبد مینا بشـود
یا منارت به بلنـــدی ثریا بشـــود
یا حریم حرمت وسعت دریابشود
کی بگیرد به دل خسته ما جای تورا
کی نمایش بدهد رتبــــه والای تو را
ما ز فقـدان تو احساس یتیمی کردیم
گریه در فرقت آن روح رحیمی کردیم
بعد تو بیعـت با یار صمیـمی کردیم
زچه روصبح کنم این شب یلدای تو را
چون فراموش کنم آن رخ زیبای تو را
عاشقانت به جماران به سر و سینه زدند
عارفـان در حرمت گریه دیرینه زدند
دشمنان لاف پشیمان شدن از کینه زدند
ز زبان که بگویـم غم عظمای تو را
به چه حرفی بنویسم همه معنای تو را
اینک ای یار سفرکرده که رفت از بر ما
در فراق تو شـده خاک عـزا بر سر ما
لیک بعد از تو شده خامنه ای رهبر ما
به چه سودا بکنم عشـق و تمنای تو را
تا که تسکین بدهد این دل شیدای تو را